تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد

تا شقایق هست زندگی باید کرد

به نام او که موسیقی کیهانی را عاشقانه می نوازد

سلاااااااام دوست جوناااااا خوبین؟ روزگار بر وفق مراد هست؟؟؟؟

ماه رمضون هم تموم شد داشتیم میترکیدیم هاااااا من که روز اول ماه رمضون میگفتم

خدا کنه زودتر بگن صد حیف که این امد و صد شکر که ان رفت

ای از روزگار من که چیزی نپرسین که دق کردم تو خونه شب ساعت ۳ میخوابم روزا ۱۲.۳۰

پا میشم چه کاریه خوب؟؟؟؟؟؟؟ دوستان از من ناراحت نشین که به بعضی ها سر نزدم

و نظر ندادم باور کنین کامپیوترم خراب بود میتونستم بیام توی وبلاگاتون اما نظر نمیشد

بدم دیگه به بزرگواری خودتون حالال کنین

راستی عیدتون مبارک انشاالله هر روز زندگیتون عید باشه و شاد باشین

دیگه چه خبر؟؟؟؟؟ راستی بچه ها تنظیم با ۱۶.۳۰ پاس کردم ترسیدم ۲۰ بگیرم همه مسخره ام

کنن دیگه گفتم بیخیال ۲۰بشم

چند روز دیگه عروسی دوستمه اینم عروس شد ما هنوز ور دل مامان بابامون نشستیم

چه کاریه خوووب؟؟؟؟؟؟؟

راستی تبریک به تمامی دانش اموزان و دانش جویان که تا ۲ روز دیگه باید برن سر کلااااس

چه ضد حال توپی که ساعت ۷ باید بری خدا رحم کنه. به من بیشتر از همه

امیدوارم شبهای قدر استفاده کامل رو برده باشین

به من که خیلی خوش گذشت مخصوصا شب ۲۳ ما که احیا نمیریم میریم اونجا خوراکی

بخوریم

برای مریض ها زیاد دعااا کنین مخصوصا مریضه منظور......

دیگه چی بگم؟؟؟؟؟ کلاسای دانشگاه برای ما از ۲۸ شهریور شروع میشد

دیروز که ۲۸ بود من عین این ادمای شوت رفتم ببینم که کلاس کی شروع میشه

دیدم مثل اینکه زیاد خوابیدم کلاسا شروع شده و ما هنوز اندر خمه یک کوچه ایم چه میدونم

 والاااا اخه تقصیر من چیه؟؟؟ ای بابا

خوب اینا کلاساشون زود شروع میشه به من چه...........

خوب دیگه این هم از روزگار ما مزاحمتون نمیشم

برین خوش باشین من رو هم فراموش نکینین

موفق و شاد باشین

بدروووووووووووود

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت18:58توسط الهه | |

پسر ها: یا درس نمی خونن یا وقتی می خوان بخونن باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد كه شب امتحانه ... یه كم كه درس خوندن یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شن و به یه چیزی فكر می كنن بعد انگار كه درس خوندن بلند میشن میرن استراحت می كنن بعد از یك ساعت استراحت دوباره میرن میشینن فكر می كنن . وقتی فكرشون تموم شد كتاب رو ورق میزنن یه كم براندازش میكنن وزنش می كنن استخاره می كنن برای خودشون تقسیمش می كنن میگن تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت كنن . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارن برن بخونن ولی چون می دونن فردا امتحان دارن پا میشن میرن سر كتابشون. همینجور كه می خونن هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فكر می كنن( لازم به ذكر است كه هیچ وقت در هیچ موقعیتی فكر نمی كنن فقط موقع درس خوندن فكرشون میاد بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینن خیلی دیر شده .دوباره میرن درس بخونن این بار می خونن یه چیزایی هم یاد میگیرن ولی چیزایی كه یاد نمی گیرن رو میذارن كه فردا از دوستاشون بپرسن یه كم به معلمشون فحش میدن می گن اینارو درس نداده خلاصه آخرش نمیرسن كتاب رو تموم كنن فردا میرن میبینن كه دوستاشون یه چیزایی می گن كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خط خطی میشه اونایی هم كه خونده بودن یادشون میره به همین سادگی.

و اما دخترها: بعضی از اونا واقعاً می خونند حالا چی می خونند خدا میدونه ولی واسه اینكه تابستون راحت باشن و به بهانه ی كلاس سنتور , نقاشی و ... با دوست پـسر عزیزشون برن عشق و صفا به دلیل مسایل غیر اخلاقی ادامشو نمی نویسم وقتی میرن سر كتاب تا یكی دو ساعت دیگه كلشونو از كتاب بر نمی دارن . عادت دارن زیر مطالب كتاب خط بكشن كه بعدا بخونن! بعضی هاشون هم كه مثلا درس می خونن كتاب جلوشونه چشمشون هم روی كتابه ولی حواسشون یه جای دیگس ...( پیشه همون پسره كه با هم رفتن ددر ) یه عده ای هم هستن كه به بهونه اینكه مشكل دارن زنگ میزنن خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یك ساعت و اندی به طوری كه اشك و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می كنند یه سری هم به دلیل اینكه دوست پسر ندارن و انگیزه ای برای دو در كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه ( اخه شنیدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه ) نكته دلیل اینكه پسرا نمیرن دانشگاه همین دختراس( البته از نوع سیریشش )!

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت15:7توسط الهه | |

مذیت مونث بودن :

۱-پسر نیستید!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۲-لازم نیست جوراب هایی رو که قرن هاس رنگ تمیزی به خودشون ندیدن تحمل کنین.

۳- عمر عزیزتونو واسه سربازی رفتن هدر نمی دید.

۴- لازم نیست به فکر آینده و کار و صف نانوایی باشین.

۵- شست و شوی اتومبیل به عهده ی یکی دیگه اس!!!(مذکر خان!)

۶- همیشه آماده ی مهمونی ها هستید و لازم نیس با شنیدن م مهمونی بپرید تو حموم!!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۷- می تونید با خبال راحت واسه 9 شب تون برنامه بریزید(بدون استرس واسه بردن زبااااله!!)تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۸- وقتی از این عکسا می بینید ... فقط می خندیدو خجالت نمی کشید!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

       

 

۹- همین که این عکسا رو می بینیدو می خندید کاااافیه!!

 

سلااااام دوستای عزیزم خوبین؟؟؟؟ چه خبر؟؟ چه میکنین؟؟؟

خوب دیگه اینم مذیت دختر بودنه....

خوش میگذره؟؟؟؟ ۱۰ روز روزه گرفتیم .....

اونایی که ادعا میان که ما هیچی نفهمیدیم از ماه رمضون دروغ میگن

من یکی که کلی سخت گذشت برام یعنی میتونم گم ترکیدم. شمارو دیگه الله اعلم

امتحان های دانشگام رو هم دادم جاتون خالی زبان عمومی رو ساعت ۱۰ شب فهمیدم که

فرداش امتحان دارم کلی ذوقیدم

خوب این از علاقه ی من به دانشگاهه خودم میدونم دیگه نمیخواد تشویقم کنین

تابستون ما هم اینجور تلف شد هاااا ای رووووووووزگار

امروز رفتم فیش شهریه گرفتم دلم برا بابام سووووزید اونم از نوع فجیحش. چه میشه کرد دیگه؟؟

تحصیلات عالیه پول عالی هم میخواد

بگذریمممممممممم

 امیدوارم روزگار بر وفق مرادتون باشه

شاد باشید مزاحم وقت گرانبهاتون نمیشم

بدروووووود

 

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت13:55توسط الهه | |

کلاس های تخصص برای مردها

توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ۵ نفر ثبت نام نمی‌شود


کلاس ١
چگونه جایخى را پر می‌کنند؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٢
آیا دستمال توالت خود به خود عوض می‌شود؟
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

 

کلاس ۳
تفاوت‌هاى بنیادى بین سبد لباس‌هاى کثیف و کف زمین
برگزارى به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦

کلاس ۴
آیا ظرف‌هاى غذا می‌توانند خودشان پرواز کنند و در سینک آشپزخانه فرود آیند؟
برگزارى به صورت نمایش ویدیویى
مدّت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس۵
گم کردن ریموت کنترل و از دست دادن هویت
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتیبان
مدّت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس۶                                                                                          یادگیرى چگونگى پیدا کردن چیزها ... ابتدا نگاه کردن به سرجایش و بعد زیر و رو کردن خانه
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ۷
حفظ سلامتى ... گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد
برگزارى به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس۸
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از یکنفر سوال می‌کند
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ۹                                                                                                   آیا از لحاظ ژنتیکى غیرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشین توسط همسرتان ساکت بنشینید؟
برگزارى به صورت شبیه‌سازى کامپیوترى
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤

کلاس ١۰
تفاوت‌هاى بنیادى بین مادر و همسر
برگزارى به صورت آنلاین و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

 کلاس ١۱
حفظ آرامش به هنگام خرید کردن همسر
برگزارى به صورت تمرینات مدیتیشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

کلاس ١۲
مبارزه با فراموشى ... به یادآوردن روز تولد، سالگردها و سایر تاریخ‌هاى مهم
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ١۳
اجاق گاز: چیست و چگونه استفاده می‌شود؟
برگزارى به صورت نمایش زنده
سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠


*پس از پایان دوره،به کسانى که امتحانات را با موفقیت بگذرانند دیپلم افتخار داده خواهد شد*

 

سلاااااااااااااااام خوبین؟ چه خبر؟؟؟؟ نگین من عکس هارو نذاشتم

به خدا گذاشتم اما باز نشد طی یه عملیات سری

بازشون میکنم بعدا که درست شد براتون میذارم

خوش باشین.

بدرووووووووووووود 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت12:19توسط الهه | |

سلام سلام خوبین؟؟؟؟ چه خبر؟؟؟؟

میخواستم عکس های مسافرت رو بگذارم اما متاسفانه توی

این اپ نمیشه به جاش براتون یه متن خوشگل میذارم

اپ بعدی حتما عکس ها رو میذارم قول میدم

پس فعلا بدروووووووووووووود

دوست داشتن را میشناختم. شاید نیز فکر میکردم که میشناسم اری فکر میکردم که میشناسم.

من حتی نوشتن ان را نیز بلد نبودم. من نمیدانستم که دوست داشتن را باید جور دیگر نوشت.

دوست داشتن را باید با (( دال )) دوست نوشت . باد در ان از (( واو )) واحد بودن

 استفاده کرد.

من نمیدانستم که (( سین )) سرنوشت در ان به کار رفته. من (( ت )) تحمل را هنوز

یاد نگرفته بودم

من نمیدانستم که (( دال )) دیگری نیز به نام دنیا وجود دارد.

من هنوز به درس (( الف )) التماس نرسیدم.

 

در قانون وفا دل شکستن جرم نیست پس مرنج.

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت17:17توسط الهه | |

سلاااااام خوبین؟؟؟؟ من دوباره اومدم. از همه ی دوستان عذر میخوام که دیر اومدم

چه خبر؟؟؟؟؟؟؟ چه میکنین؟؟؟؟؟ خوش میگذره؟؟؟؟؟ روزگار بر وفق مراد هست؟؟؟؟

ای به منم خوش گذشت. از کجاش بگم؟؟؟؟؟

از همون اول منو کردن gps خودشون از هر طرف که میرفتن میگفتن درست میریم؟؟؟؟

منم که مسئول بودم مجبور بودم این چشم های کور شدم رو مثل ادم باز کنم که اشتباه

نریم روز اول رفتیم اصفهان به دلیل اینکه اصفهان رو دیده بودیم حرکت کردیم به سمت

شهر کرد جاتون خالی خیلی دیدنی بود خیلی خوش گذشت زیاد از جاهای دیدنیش

نمیگم چون وقت گیره فقط اینو بگم حتما برین ببینینش

دوم رفتیم کرج اونجا دیگه جاتون واقعا خالی رفتم پیش یکی از دوستام که ۳ سال

بود ندیده بودمش ۲ روز اونجا بودم کلی با هم خندیدیم شب اخر هم رفتیم پارک ارم

با اینکه من هر دفعه میرم تهران میرم پارک ارم اما اون شب با دوستم خیلی خوش گذشت

۷ تا بازی سوار شدیم همه هم ترسناک بازی اولی که به شخصه احساس کردم تمام مویرگای

سرم پاره شد. در کل اینجا هم جاتون خالی.

سوم رفتیم  کلاردشت توی جاده چالوس اینجا جدا جاتون خالی هرکی نرفته بره که اگه

نرین عمرتون بر فنا

اونجا هم خیلی خوش گذشت همش مه بود اتاق ما هم اتفاقا بالاترین نقطه بود ما هم توی ابرا

بودیم جدا لذت داشت توی بارون و مه ادم پیاده روی کنه ما هم که بیکس بودیم همه ۲ نفری

پیاده روی میکردن من یک نفری عجب روزگاریه

چهارم رفتیم به طرف رامسر و جواهر ده که جاتون خالی رامسر هوا عالی بود باروون هم میبارید

جواهر ده هم هوا سرد و مه بود بارون هم میبارید (من کلاردشت رو به جواهر ده بیشتر ترجیح

میدم).

پنجم رفتیم به طرف اردبیل جاتون خالی از جاده خلخال رفتیم واقعا زیبا بود واقعااااااااا

ششم رفتیم سرعین اینقدر شلوغ بود و کثیف که من حتی دستم رو هم توی اب نکردم

هوا اونجا اینقدر سرد بود که نگوو

هفتم هم رفتیم زنجان (ابهر) عااااالی بود فقط همین رو میتونم بگم

بعد هم دوباره برگشتیم جاتون خیلی خالی من امروز صبح ساعت ۰۵/۱۰ رسیدم

دیگه به بزرگواری خودتون ببخشید که دیر اپ کردم ممنون از همه ی اونایی که به من نظر

داده بودن و ممنون از تمام دوستای گلم

دوستون دارم دلم هم براتون بینهایت تنگیده بود

تولد وبلاگ بهترین دوستم هم مبارک الهام جون تولد وبلاگت مبارک انشاالله سالیان سال

وبلاگت پا برجا باشه

دیگه وقتتونو نمیگیرم عکس های سفر رو هم در پست بعدی میگذارم خوش باشین

بدرووووووود.

 

 

+نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت18:5توسط الهه | |

سلاااااااام به به به همگی

واااااااااااااای ممنونم که به من سر زدین از همگی ممنونم

به خدا منم کوتاهی نکردم سعی کردم به همه سر بزنم

خوبین؟؟؟؟؟ خوشین؟؟؟؟ چه کردین؟؟؟؟

به خدا من بی معرفت نیستم wier less قطع شده بود

مقصر من نبودم منم اینجا هی نق میزدم به جون بابام که بابا بیچاره شدم بابا بدبخت

شدم بابا اینترنتم قطعه تا اینکه بعد از این همه مدت زنگید بیان درستش کنن

دیگه اینم از بدبختی ما پس از من گله نکنین

به شما که انشا الله خوش گذشته

راستی بچه ها من اینقدر شوق و ذوق برا کلاس تنظیم داشتم دیدین چی شد؟؟؟

فقط ۲ جلسه اش رو تونستم برم بقیه روزا یا حسش نبود یا مریض بودم

ولی در کل کلاس جالبیه خدا قسمت همه تون بکنه

بعد از کلی کل کل کردن با بابام که بریم مسافرت حالا که جواب مثبت دادن مامان خانم

راضی نمیشن ما نمیفهمیم توی این خونه باید با کی حرف بزنیم یا از کی اجازه بگیریم

مامان و بابام که همه اش دارن توی سر و کله هم میزنن دیگه کی میمونه؟؟؟؟

اهان فهمیدم سرایدار.....

من که هر وقت از خونه میرم بیرون یا میام خونه این امار منو داره

اما مامان بابام نمیدونن اصلا من کجا بودم؟؟؟ چه کردم؟؟؟ با کی بودم؟؟؟

اونا فقط به جنگ حودشون میرسن

منم کلی براشون میخندم.....

راستی بچه ها با کلی سرو کله تونستم مامان و بابارو راضی کنم بریم مسافرت انشاالله

از فردا میریم دیگه معلوم نیست تا کی اگه دیر اپ کردم دیگه به بزرگی خودتون حلالم کنین

دیگه چه خبر؟؟؟؟؟ به جون خودم هنوز اس ام اس (ببخشید پیامک) جدید برام نیومده

که براتون بنویسم اما دو جمله ی خیلی قشنگ هست که اخر سر بهتون میگم

بازم ازتون عذر میخوام که دیر اپ کردم

انشا الله این هفته هم به شما خیلی خوش بگذره سخت نگیرین بچه ها

دنیا همینه دیگه چه میشه کرد ؟؟؟؟؟؟

خوش باشین. منم دیگه مزاحم وقتتون نمیشم

غمگین ترین قلب ها شاد ترین چهره هارا دارند.

این هم بگذرد.

بدروووووووووووود

+نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت23:48توسط الهه | |