تبليغاتX
تا شقایق هست زندگی باید کرد

تا شقایق هست زندگی باید کرد

به نام او که موسیقی کیهانی را عاشقانه می نوازد

عاشق من باش

عاشق زیبایی ام مشو که اگر زیباتر از من دیدی بها میدهی

عاشق ثروتم مشو که اگر به ناتوانگری رسیدم ترکم کنی

عاشق شهرتم مشو که اگر روزی از ان کناره گیرم نگاه عشقت به دیگری باشد

عاشق ظاهرم مشو درونم چیز دیگری است که اگر فهمیدی روی برنگردانی

تو تنها عاشق وجودم باش

که هرگز رها مشوم و رها مشوی

تو تنها عاشق صداقت و پاکی ام باش

تا هرگز دروغ نشنوی و دروغ نگویی

تو تنها عاشق من باش و به من دل خوش کن

تا هرگز غیر تو نامی نباشد بر لب و نامی ننشیند بر دل

تو فقط به خاطر عشقم عاشقم باش، به خاطر برق نگاه پاک،عاشقی کن

تو تنها به خاطر من عاشق باش

 

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم آذر 1388ساعت23:35توسط الهه | |

سلااااااااام به به

خوبین؟ خوشین؟ از غیبت ناغافلم عذر میخوام

منو به بزرگی خودتون ببخشید کامپیوترم خراب بود نمیتونستم صفحه بلوگفا رو باز کنم

چه میکنین؟ این چند وقت که من نبودم خوش بودین؟؟؟؟؟

ای روزگار ما هم بد نیست میگذره

میخواستن دستی دستی بدبختم کنن به بیانی دیگر عروسم کنن

که اینجانب خودم با جواب قطعی نه چشم و گوش همه رو باز کردم که اقا جون دست از

سر کچل من یکی بردارین

همچنین واسه مدتی دارم میرم مسافرت یه بادی به این کلم بخوره بسکه اینا (مامان و پدر)

مخ بیچاره ی من رو زدن.

ترکوندنم هااااااااااااااااااااا توی این یک هفته یا گوشی خونه زنگ میخورد یا موبایلم که به

حساب میخواستن منو به عقل بیارن دیدن نه اگه زور الکی بزنن مخ خودشون رو هم از دست میدن.

اصرار ها و فشارات مربوطه کار ساز نبود و بقیه چند تا فحش نثار این بنده حقیر کردن و رفتن

اینم از این یک هفته......

هفته های گذشته طبق روال عاااادی گذشت و ما هم شکر خدارو به جا نیاوردیم

چه زود میگذره ها............

من به همه ی وبلاگ های دوستان سر میزدم اما متاسفانه نمیتونستم نظر بدم

نگین من فراموشتون کردم ها مخصوصا وبلاگ علیلزا و میثم که اولین جاهایی میرم اونجاست

دیگه چی بگم؟؟؟؟؟؟؟؟؟ از روزگار خودم؟؟؟؟؟؟

یه چند وقتی هست خدا زده تو کلم دارم میرم کلاس ورزش به عبارتی سرگرم هستم

دانشگاه هم خوبه سلام داره خدمتتون ......... از وقتی میریم دانشگاه به همه میگیم

وااااای کار دارم... واااای باید برم کلاااااس... به عبارتی کار داریم اما علاف علافیم

دیگه چی بگم؟؟؟؟ اهاااان از خوشحالی اینکه تونستم واستون اپ کنم دارم ذوق مرگ میشم

حالا تصور کن امشب هم که کامپیوتر ما درسته برق بره اوووووووووووف ضدحال عظیم تر از این؟؟؟

خوشحال شدم..... وقتتونو نمیگیرم ..... برین خوش باشین

ایشالا زودی از سفر برمیگردم یه اپ گنده میکنم...........

بدی خوبی حلال کنین....... حسابی پای این هواپیماها نیست. خودشون سقوط نکن

خلبانا دوست دارن زمینی به پروازشون ادامه بدن........

فعلا که برق نرفته .....

پس بدرووووووووووووووووووود

جالبن حتما بخونین:


 روزی شخصي در حال نماز خواندن در راهی بود و مجنون بدون این که

 متوجه شود از بین او سجاده اش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد

 هی چرا بین من و خدایم فاصله انداختی مجنون به خود آمد و گفت من که

 عاشق لیلی هستم تورا ندیدم تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی !

 

 

 روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار

پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:
"من کور هستم لطفا کمک کنید" .
روزنامه نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.

او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد

تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت

 و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد.
عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد

 که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است 

 مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است

 که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟

روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود، من فقط

نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم

 و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. 
مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است

 ولی روی تابلوی او خوانده میشد :
"امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم

 

گفتم: خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر ازدغدغهء دیروز بود و هراس فردا بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟ گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی ، که در تمام لحظات بودنت بر من تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام . که تو اینگونه هستی. من همچون عاشقی که ، به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را، به نظاره نشسته بودم. گفتم: پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟ گفت: عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که ، قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم ، تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود. گفتم: آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم ، گذاشته بودی؟ گفت: بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ ، فریاد بلند من بود که عزیزتر از هر چه هست، از این راه نرو که به ناکجا آباد هم نخواهی رسید. گفتم: پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟ گفت: روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی . آخر تو بندهء من بودی چاره ای نبود، جز نزول درد ، که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی. گفتم: پس چرا همان بار اول که صدایت کردم ، درد را از دلم نراندی؟ گفت: اول بار که گفتی "خدا" آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من اگر می دانستم ، تو بعد از علاج درد هم بر خدا گفتن اصرار می کنی، همان بار اول شفایت می دادم. گفتم: مهربانترین خدا ! دوست دارمت ... گفت: عزیز تر از هر چه هست من دوست تر دارمت ... خدایا به خاطر همه عنایاتی که به من داری ازت ممنونم

 

سکوت را چهار دليل است که در خود کلمه سکوت مستتر است. س : سوخته دلي ک: کسالت و : واماندگي ت: تنهايي

 


+نوشته شده در دوشنبه هجدهم آبان 1388ساعت22:45توسط الهه | |

سلاااااااام دوست جوناااااا خوبین؟ روزگار بر وفق مراد هست؟؟؟؟

ماه رمضون هم تموم شد داشتیم میترکیدیم هاااااا من که روز اول ماه رمضون میگفتم

خدا کنه زودتر بگن صد حیف که این امد و صد شکر که ان رفت

ای از روزگار من که چیزی نپرسین که دق کردم تو خونه شب ساعت ۳ میخوابم روزا ۱۲.۳۰

پا میشم چه کاریه خوب؟؟؟؟؟؟؟ دوستان از من ناراحت نشین که به بعضی ها سر نزدم

و نظر ندادم باور کنین کامپیوترم خراب بود میتونستم بیام توی وبلاگاتون اما نظر نمیشد

بدم دیگه به بزرگواری خودتون حالال کنین

راستی عیدتون مبارک انشاالله هر روز زندگیتون عید باشه و شاد باشین

دیگه چه خبر؟؟؟؟؟ راستی بچه ها تنظیم با ۱۶.۳۰ پاس کردم ترسیدم ۲۰ بگیرم همه مسخره ام

کنن دیگه گفتم بیخیال ۲۰بشم

چند روز دیگه عروسی دوستمه اینم عروس شد ما هنوز ور دل مامان بابامون نشستیم

چه کاریه خوووب؟؟؟؟؟؟؟

راستی تبریک به تمامی دانش اموزان و دانش جویان که تا ۲ روز دیگه باید برن سر کلااااس

چه ضد حال توپی که ساعت ۷ باید بری خدا رحم کنه. به من بیشتر از همه

امیدوارم شبهای قدر استفاده کامل رو برده باشین

به من که خیلی خوش گذشت مخصوصا شب ۲۳ ما که احیا نمیریم میریم اونجا خوراکی

بخوریم

برای مریض ها زیاد دعااا کنین مخصوصا مریضه منظور......

دیگه چی بگم؟؟؟؟؟ کلاسای دانشگاه برای ما از ۲۸ شهریور شروع میشد

دیروز که ۲۸ بود من عین این ادمای شوت رفتم ببینم که کلاس کی شروع میشه

دیدم مثل اینکه زیاد خوابیدم کلاسا شروع شده و ما هنوز اندر خمه یک کوچه ایم چه میدونم

 والاااا اخه تقصیر من چیه؟؟؟ ای بابا

خوب اینا کلاساشون زود شروع میشه به من چه...........

خوب دیگه این هم از روزگار ما مزاحمتون نمیشم

برین خوش باشین من رو هم فراموش نکینین

موفق و شاد باشین

بدروووووووووووود

 

+نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت18:58توسط الهه | |

پسر ها: یا درس نمی خونن یا وقتی می خوان بخونن باید حسش بیاد. وقتی حسش میاد كه شب امتحانه ... یه كم كه درس خوندن یه موردی پیش میاد و بهش خیره می شن و به یه چیزی فكر می كنن بعد انگار كه درس خوندن بلند میشن میرن استراحت می كنن بعد از یك ساعت استراحت دوباره میرن میشینن فكر می كنن . وقتی فكرشون تموم شد كتاب رو ورق میزنن یه كم براندازش میكنن وزنش می كنن استخاره می كنن برای خودشون تقسیمش می كنن میگن تا ساعت فلان اینقدر می خونم تا ساعت فلان اینقدر بعد میرن استراحت كنن . حین استراحت حسشون تموم میشه حال ندارن برن بخونن ولی چون می دونن فردا امتحان دارن پا میشن میرن سر كتابشون. همینجور كه می خونن هیچی حالیشون نیست چون جای دیگه فكر می كنن( لازم به ذكر است كه هیچ وقت در هیچ موقعیتی فكر نمی كنن فقط موقع درس خوندن فكرشون میاد بعد از نیم ساعت دوباره میرن استراحت، بعد سه ربع استراحت می بینن خیلی دیر شده .دوباره میرن درس بخونن این بار می خونن یه چیزایی هم یاد میگیرن ولی چیزایی كه یاد نمی گیرن رو میذارن كه فردا از دوستاشون بپرسن یه كم به معلمشون فحش میدن می گن اینارو درس نداده خلاصه آخرش نمیرسن كتاب رو تموم كنن فردا میرن میبینن كه دوستاشون یه چیزایی می گن كه تا حالا به گوششون نخورده بعد اعصابشون خط خطی میشه اونایی هم كه خونده بودن یادشون میره به همین سادگی.

و اما دخترها: بعضی از اونا واقعاً می خونند حالا چی می خونند خدا میدونه ولی واسه اینكه تابستون راحت باشن و به بهانه ی كلاس سنتور , نقاشی و ... با دوست پـسر عزیزشون برن عشق و صفا به دلیل مسایل غیر اخلاقی ادامشو نمی نویسم وقتی میرن سر كتاب تا یكی دو ساعت دیگه كلشونو از كتاب بر نمی دارن . عادت دارن زیر مطالب كتاب خط بكشن كه بعدا بخونن! بعضی هاشون هم كه مثلا درس می خونن كتاب جلوشونه چشمشون هم روی كتابه ولی حواسشون یه جای دیگس ...( پیشه همون پسره كه با هم رفتن ددر ) یه عده ای هم هستن كه به بهونه اینكه مشكل دارن زنگ میزنن خونه دوستشونو دوستشون هم از خدا خواسته حدود یك ساعت و اندی به طوری كه اشك و دود تلفن در میاد برای هم قصه بی بی چساره تعریف می كنند یه سری هم به دلیل اینكه دوست پسر ندارن و انگیزه ای برای دو در كردن كلاسا ندارن مجبورن خر بزنن تا برن دانشگاه ( اخه شنیدن تو دانشگاه دوست پسر فراوونه ) نكته دلیل اینكه پسرا نمیرن دانشگاه همین دختراس( البته از نوع سیریشش )!

+نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت15:7توسط الهه | |

مذیت مونث بودن :

۱-پسر نیستید!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۲-لازم نیست جوراب هایی رو که قرن هاس رنگ تمیزی به خودشون ندیدن تحمل کنین.

۳- عمر عزیزتونو واسه سربازی رفتن هدر نمی دید.

۴- لازم نیست به فکر آینده و کار و صف نانوایی باشین.

۵- شست و شوی اتومبیل به عهده ی یکی دیگه اس!!!(مذکر خان!)

۶- همیشه آماده ی مهمونی ها هستید و لازم نیس با شنیدن م مهمونی بپرید تو حموم!!تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عروسك ياهو ، متحرك             www.bahar-20.com

۷- می تونید با خبال راحت واسه 9 شب تون برنامه بریزید(بدون استرس واسه بردن زبااااله!!)تصاوير متحرك ، ياهو ، زيباسازی وبلاگ ، بهاربيست             www.bahar-20.com

۸- وقتی از این عکسا می بینید ... فقط می خندیدو خجالت نمی کشید!!تصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

       

 

۹- همین که این عکسا رو می بینیدو می خندید کاااافیه!!

 

سلااااام دوستای عزیزم خوبین؟؟؟؟ چه خبر؟؟ چه میکنین؟؟؟

خوب دیگه اینم مذیت دختر بودنه....

خوش میگذره؟؟؟؟ ۱۰ روز روزه گرفتیم .....

اونایی که ادعا میان که ما هیچی نفهمیدیم از ماه رمضون دروغ میگن

من یکی که کلی سخت گذشت برام یعنی میتونم گم ترکیدم. شمارو دیگه الله اعلم

امتحان های دانشگام رو هم دادم جاتون خالی زبان عمومی رو ساعت ۱۰ شب فهمیدم که

فرداش امتحان دارم کلی ذوقیدم

خوب این از علاقه ی من به دانشگاهه خودم میدونم دیگه نمیخواد تشویقم کنین

تابستون ما هم اینجور تلف شد هاااا ای رووووووووزگار

امروز رفتم فیش شهریه گرفتم دلم برا بابام سووووزید اونم از نوع فجیحش. چه میشه کرد دیگه؟؟

تحصیلات عالیه پول عالی هم میخواد

بگذریمممممممممم

 امیدوارم روزگار بر وفق مرادتون باشه

شاد باشید مزاحم وقت گرانبهاتون نمیشم

بدروووووود

 

+نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت13:55توسط الهه | |

کلاس های تخصص برای مردها

توجه: به دلیل پیچیدگى و مشکلى موضوعات، براى هر کلاس بیش از ۵ نفر ثبت نام نمی‌شود


کلاس ١
چگونه جایخى را پر می‌کنند؟
برگزارى به صورت مرحله به مرحله همراه با نمایش اسلاید
مدّت: ٤ هفته، دوشنبه‌ها و چهارشنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ٢
آیا دستمال توالت خود به خود عوض می‌شود؟
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠

 

کلاس ۳
تفاوت‌هاى بنیادى بین سبد لباس‌هاى کثیف و کف زمین
برگزارى به صورت نمایش فیلم با توضیحات تکمیلى
مدّت: ٣ هفته، پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٤ تا ١٦

کلاس ۴
آیا ظرف‌هاى غذا می‌توانند خودشان پرواز کنند و در سینک آشپزخانه فرود آیند؟
برگزارى به صورت نمایش ویدیویى
مدّت: ٤ هفته، سه‌شنبه و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس۵
گم کردن ریموت کنترل و از دست دادن هویت
برگزارى به صورت کارگاه آموزشى همراه با گروه‌هاى پشتیبان
مدّت: ٤ هفته، چهارشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس۶                                                                                          یادگیرى چگونگى پیدا کردن چیزها ... ابتدا نگاه کردن به سرجایش و بعد زیر و رو کردن خانه
برگزارى به صورت بحث آزاد
مدّت: ٢ هفته، دوشنبه‌ها از ساعت١٨ تا ٢٠

کلاس ۷
حفظ سلامتى ... گل آوردن براى همسر سلامتى شمارا به خطر نمی‌اندازد
برگزارى به صورت نمایش اسلاید همراه با نوار صوتى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه، سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس۸
مرد واقعى هنگامى که راه را گم کرد از یکنفر سوال می‌کند
برگزارى به صورت میزگرد و بحث آزاد
مدّت: حداقل ٦ ماه، سه‌شنبه‌ها از ١٨ تا ٢٠

کلاس ۹                                                                                                   آیا از لحاظ ژنتیکى غیرممکن است که به هنگام پارک کردن ماشین توسط همسرتان ساکت بنشینید؟
برگزارى به صورت شبیه‌سازى کامپیوترى
مدّت: ٤ هفته پنج‌شنبه‌ها از ساعت ١٢ تا ١٤

کلاس ١۰
تفاوت‌هاى بنیادى بین مادر و همسر
برگزارى به صورت آنلاین و نقش بازى کردن
مدّت: نامحدود، سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٩ تا ٢٢

 کلاس ١۱
حفظ آرامش به هنگام خرید کردن همسر
برگزارى به صورت تمرینات مدیتیشن و روش‌هاى تنفسى
مدّت: ٤ هفته، شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها از ١٧ تا ٢٠

کلاس ١۲
مبارزه با فراموشى ... به یادآوردن روز تولد، سالگردها و سایر تاریخ‌هاى مهم
برگزارى به صورت جلسات شوک درمانى
مدّت: سه شب، یک‌شنبه و سه‌شنبه و پنج‌شنبه از ساعت ١٩ تا ٢١

کلاس ١۳
اجاق گاز: چیست و چگونه استفاده می‌شود؟
برگزارى به صورت نمایش زنده
سه‌شنبه‌ها از ساعت ١٨ تا ٢٠


*پس از پایان دوره،به کسانى که امتحانات را با موفقیت بگذرانند دیپلم افتخار داده خواهد شد*

 

سلاااااااااااااااام خوبین؟ چه خبر؟؟؟؟ نگین من عکس هارو نذاشتم

به خدا گذاشتم اما باز نشد طی یه عملیات سری

بازشون میکنم بعدا که درست شد براتون میذارم

خوش باشین.

بدرووووووووووووود 

+نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت12:19توسط الهه | |

سلام سلام خوبین؟؟؟؟ چه خبر؟؟؟؟

میخواستم عکس های مسافرت رو بگذارم اما متاسفانه توی

این اپ نمیشه به جاش براتون یه متن خوشگل میذارم

اپ بعدی حتما عکس ها رو میذارم قول میدم

پس فعلا بدروووووووووووووود

دوست داشتن را میشناختم. شاید نیز فکر میکردم که میشناسم اری فکر میکردم که میشناسم.

من حتی نوشتن ان را نیز بلد نبودم. من نمیدانستم که دوست داشتن را باید جور دیگر نوشت.

دوست داشتن را باید با (( دال )) دوست نوشت . باد در ان از (( واو )) واحد بودن

 استفاده کرد.

من نمیدانستم که (( سین )) سرنوشت در ان به کار رفته. من (( ت )) تحمل را هنوز

یاد نگرفته بودم

من نمیدانستم که (( دال )) دیگری نیز به نام دنیا وجود دارد.

من هنوز به درس (( الف )) التماس نرسیدم.

 

در قانون وفا دل شکستن جرم نیست پس مرنج.

 

 

 

 

+نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388ساعت17:17توسط الهه | |